امام على علیه السلام در خطبه خویش در اولین روز از ماه رمضان فرمود:
اى روزه دار! در کار خود بیندیش،
که تو در این ماه، میهمان پروردگار خویش هستى!
بنگر که در شب و روزت چگونهاى
و چگونه اعضاى خود را از نافرمانى پروردگارت نگه مىدارى!
بنگر! مبادا در شب، خواب باشى و در روز، غافل.
پس، این ماه بگذرد و [بار] گناهت بر دوشت مانده باشد
و آنگاه که روزه داران پاداشهاى خود را مى گیرند،
از زیانکاران باشى
و آنگاه که آنان از کرامت مولایشان نصیب مىبرند،
از محرومان باشى
و آنگاه که آنان از سعادت همسایگى با پروردگارشان برخوردار مىگردند،
تو از راندهشدگان باشى!
عزیزا کاسه ی چشمم سرایت
میان هر دو چشمم جای پایت
از آن ترسم که غافل پا نهی باز
نشیند خار مژگانم به پایت
«امام خمینی (ره)»
هوای تو
محمدجواد آسمان
دلم مثل غروب جمعه ها دارد هوایت را
کجا واکرده ای این بار گیسوی رهایت را؟
کجا سر در گریبان بردی و یاد من افتادی
که پنهان کرده باشی گریه های های هایت را
خیابان «ولی عصر» بی شک جای خوبی نیست
که در بین صداها گم کنی بغض صدایت را
تو هم در این غریبستان وطن داری و می دانی
بریده روزگار بی تو صبر آشنایت را
نسیمی از نفس افتاده ام از نیل ردّم کن
رها کن در میان خدعه ماران عصایت را
نمی خواهم بجنگم در رکابت... مرگ می خواهم
به شمشیر لقا از پی بخشیدم عطایت را
فقط یک بار از چشمان اشک آلود من بگذر
که موجا موج هر پلکم ببوسد جای پایت را...
... گل امّید را در روز بی خورشید خیری نیست
شب است و می کشی روی سر دنیا عبایت را
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه بغضها چکه در گلو رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن ، تبر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه
ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام
دوباره صبح ، ظهر نه غروب شد نیامدی